پاکیان
پاکدامنی ایرانیان
چارلز دانشجوی انگلیسی با طعنه به دوست و همکلاسی ایرانی اش همایون می گه :
چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن !؟؟
یعنی مردای ایرانی اینقدر کارنامه خرابی دارند و خودشون رو نمیتونن کنترل کنن؟؟
- همایون لبخندی میزنه و میگه :
ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده ؟
و هر مردی می تونه ملکه انگلستان رو لمس کنه؟!
- چارلز با عصبانیت می گه :نه! مگه ملکه فرد عادیه ؟!!
فقط افراد خاصی می تونن با ایشون دست بدن و در رابطه باشن!!!
- همایون هم بی درنگ می گه :
*** خانوم های ایرونی همشون ملکه هستن!!! ***
حجابــــ
احترام به حرمت های الهی ست
و
چادر - حجاب برتر -
بله ی بلند من است به یکتا معشوق عالم، به خدای مهربانم
کمی فکر کن ...
تو با بی حجابی به چه کسی بله می گویی؟
هرشاخه ای که از باغ برون آرد سر *** درمیوه آن طمع کند راهگذر
بی حجابی مانند شاخه ای است بیرون از حصارباغ که طمع هر رهگذری رابه خود جلب می کند.
فقط یه کم!
بهش گفتمː
<تو خیلی خوبی، بیا حجاب رو هم به خوبی های دیگه ات اضافه کن...>
گفتː
<من حجابم کامله، فقط یه کم از موهام بیرونه، نه آرایش می کنم، نه لاک می زنم، نه
صندل می پوشم...>.
سال بعد وقتی او را دیدم هم لاک زده بود، هم آرایش داشت و فقط یک کم از موهایش
زیر روسری بود.
کسی که زیبایی اندیشه پیدا کرده، زیبایی تن را به نمایش نمی گذارد. اگر مرغ فکرش دور
و بر<گناه>زیاد پر بزند بالاخره روزی به<دام گناه>خواهد افتاد.
حجاب چهره جان میشود غبار تنم
خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم
چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست
روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم
عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم
دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم
چگونه طواف کنم در فضای عالم قدس
که در سراچه ترکیب تخته بند تنم
اگر ز خون دلم بوی شوق میآید
عجب مدار که همدرد نافه ختنم
طراز پیرهن زرکشم مبین چون شمع
که سوزهاست نهانی درون پیرهنم
بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار
که با وجود تو کس نشنود ز من که منم
.1 پوشش زن در یونان و روم باستان
دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می گوید: زنان یونانی در دوره های گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس و اِمِرجوس و دیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره حجاب، در لابلای کلمات قدیمی ترین موءلفین یونانی نیز به چشم می خورد؛ حتی «بنیلوب» (همسر پادشاه «عولیس» فرمانروای ایتاک) نیز با حجاب بوده است. زنان شهر «ثیب» دارای حجاب خاصی بوده اند، بدین صورت که حتی صورتشان را نیز با پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند.
همچنین از قول یکی از فلاسفه یونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل می کند: نام یک زن پاک دامن را نیز چون شخص او باید در خانه پنهان داشت.
2. پوشش زن در ایران باستان
در مورد پوشش زنان ایران باستان، مطالب زیادی در تاریخ وجود دارد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و اینکه حجاب بسیار سختی در بین آنان رایج بوده است، می گوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند.
نصوصی که بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان می دهد که زنان در دوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها )هخامنشیان)، اشکانیان و سامانیان دارای حجاب و پوشش بوده اند، که به چند نمونه آن اشاره می شود:
دوره مادها
در کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده: «اصلی که باید در نظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه های ما قبل میلاد، پوشاک زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شکل (با کمی تفاوت) با پوشاک مردان یکسان است.»
وی در ادامه برای توضیح نقوش بر جای مانده می نویسد: «مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می شوند. به نظر می رسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذارده اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»
دوره پارسی ها (هخامنشیان)
پارسی ها به وسیله کوروش، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشی را تأسیس کردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»
دوره اشکانیان
در این دوره نیز همانند گذشته، حجاب زنان ایرانی کامل بوده است. در این باره چنین می خوانیم: «لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است. پیراهن دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.»
در جای دیگر آمده است: «چادر زنان اشکانی به رنگ های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر می افتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می پوشانیده است.»
در کتاب «پارتیان» نیز آمده است: «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو بر تن می کردند، با شنلی که بر سر افکنده می شد و نیز نقابی داشتند که معمولاً به پس سر می آویختند.»
دوره ساسانیان
زنان در این دوره که احکام دینی زرتشتیان در کشور اعمال می شده است، همچنان دارای حجاب کامل بودند. در مورد پوشاک زنان چنین آمده است: «چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.» حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت که «حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلند سایر بانوان، تا پشت پا کشیده شده است.»
3.پوشش زن در ادیان بزرگ الهی
حجاب در شریعت حضرت ابراهیم(علیه السلام)
در آئین مقدس حضرت ابراهیم (علیه السلام) مسأله پوشش زنان، حائز اهمیت بوده است. در کتاب تورات چنین می خوانیم: «"رفقه" چشمان خود را بلند کرده و اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد، زیرا از خادم پرسید: این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما می آید؟ خادم گفت: آقای من است. پس برقع خود راگرفته، خود را پوشانید.»
از این بیان روشن می شود که پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم (علیه السلام) وجود داشته است؛ زیرا «رفقه» در مقابل اسحاق که به او نامحرم بود، از شتر پیاده شد و خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نیفتد.
حجاب در آیین یهود
در اصول اخلاقی «تلمود» که یکی از کتاب های مهم دینی و در حقیقت فقه مدون و آیین نامه زندگی یهودیان است، آمده: «اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانچه مثلاً بی آنکه چیزی بر سر داشت به میان مردم می رفت و
یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه اش تکلّم می نمود، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.»
برگرفته از: سایت «اطلاع رسانی حوضه»
وقتی با خواهرم درباره حجاب صحبت میکردم عصبانی شد و فریاد زد: ( مگه میشه تابستان که هوا گرمه،با چادر و چاقچور بیای بیرون؟ مگه اسلام میخواد ما سختی بکشیم ؟ ولم کن تو رو خدا! بذار راحت باشم. من از گرما فراری ام.) راست میگفتم این خواهرم خیلی گرمایی بود. ولی زیر لب و آرام، با کمی چاشنی خنده گفتم: (عزیز جان! {آتش دوزخ خیلی گرمتر است!} انتخاب با خودت!)
جا خورد! مثل اینکه زدو بودم تو هدف! لبخند رضایت آمیز خواهرم تابلو بود!
منبع:کتاب« چرا با حجاب شدم؟ »
خستگی آزارم میداد. روی صندلی پارک نشستم. صدای هیاهو و بازی بچهها بیش از هر چیز دیگری جلب توجه میکرد. نگاهم به پسرکی افتاد که از کنار گلهای سرخ و زرد باغچه پارک رد میشد. او نگاهی به اطراف انداخت ئ خم شد، گل زردی درشت را چید و مثل برق گرفته ها ار ترس باغبان پا به فرار گذاشت. نفسم که سر جا آمد، از جایم بلند شدم تا به راهم ادامه دهم. به انتهای پارک نرسیده، گل رز دستمالی شده ای را دیدم که از ساقه شکسته بود و بی طراوت و پرپر شده روی اسفالت رها شده بود. من هم از کبارش بی تفاوت گذشتم. در همین حال نگاههم به غنچهای درون باغ افتاد. به یاد این بیت افتادم:
کس غنچه نهان شده در برگ را ندیده *** از بد حجابی است اگر عمر گل کم است
آری، غنچه همان گل است اما از آنجا که خود را در پوشش گلبرگ مخفی نگه داشته دست هر کس و ناکس به سویش دراز نمیشود. زن هم گل است، اگر خود را در گلبرگ عفاف پنهان کند، سلامتی روح و جسمش تضمین میشود و اگر اهل خودنمایی برای نا محرمان باشد، دست گلچین های بی وفا از هر طرف به سمتش دراز خواهد شد.
منبع:کتاب آرامش بهاری
دعای پیامبر نور و رحمت (ص):
پروردگارا، زنانی که خود را پوشیده نگه میدارند،
مشمول رحمت و غفران خود بگردان.
سیب ها را زیبا به تصویر کشیدند؛
اولی را کامل پوست گرفتند،
طوری که زردیش به سیاهی کشیده شد.
دومی را نصفه نیمه پوست گرفتند
و فقط آنجا که پوست نداشت به سیاهی می نمود.
سومی را سالم و با پوستی شفاف کنارشان گذاشتند.
و کوتاه و زیبا نوشتند:
پوشیدگی دوامی برای زیبایی ست.
امام علی(ع)
نشانم میدهد چــادر حیا را
شرف را عصمت جانان ما را
چنــان زیـبا نمـوده روی او را
نمیبینی برویش جز صفا را
تو داری مقنعه ای ماه رعـنا
بــود زیـبـاتــر از تــاج زلـیـخـا
حیارا او بهرخسارت نشانده
صفـای دیگری را کرده بـر پـا
هر جایی که باشی
خدا یه پله ازت بالا تره
نه به خاطر اینکه خداست
به خاطر اینکه
از اون بالا دستت رو بگیره
حجاب دژ و قلعه ای برای پاسداری از گوهر عفاف است.
در بوستان حجاب، چادر گلبرگ گل عفت و عاطفه است..
چادر، به منزله پرچم است که نشانه حیات اجتماعی اسلام است و مسئولیت و افتخار برافراشته
نگهداشتن این پرچم، همچنان بردوش بانوان مؤمن و مسلمان است.
خواهرم،
حجاب نشانگر زیبایی روح و اندیشه توست.
خواهرم،
حجاب تضمین کننده سلامت و پارسایی جامعه است.
جامعه را به ویرانی مکش.
خواهرم،
حجاب مجوز ورود تو به بهشت است.
مومن با حجاب همچون مرواریدی در صدف است.
غنچه ای تا هست پنهان در حجاب.
می کند از او خزان هم اجتناب.